دشت شقایق های لار
منبع=http://javadghorban.parsiblog.com سایت بی سر سامان
برج مقبره بابامحمود از بناهاي شاخص و منحصر به فرد دوره سلجوقي در شهريار به شمار ميآيد
تپه جوقين يك قلعه نظامي مربوط به دوره ساساني بوده كه براثر فرسايش به شكل تپه درآمده است
دهستان اخترآباد در فصل بهار بويژه در اواسط ارديبهشت رويشگاه شقايقهاي وحشي ميشود
شهريار چون نگين سبزي در غرب استان تهران ميدرخشد. شهريار شهر ياران است و يار مردماني است كه خسته از غوغا و هياهوي پايتخت به اين نگين سرسبز پناه ميآورند تا دمي بياسايند و در دل طبيعت ناب كه موهبتي الهي است گرد و غبار از دل و خستگي از تن بزدايند. شهريار يكي از قديميترين شهرستانهاي استان تهران با قدمتي بيش از 7000 سال است. براساس مطالعات باستانشناسي يكي از قديميترين روستاهاي اوليه، در قره تپه شهريار شناسايي شده است. در شهرستان شهريار 50 اثر و محوطه باستاني شناسايي شده است كه از اين تعداد 20 اثر فرهنگي تاريخي آن، در فهرست آثار ملي قرار دارد.
شهريار 310 كيلومتر مربع وسعت و جمعيتي بالغ بر 704 هزار نفر در ارتفاع 1160 متري از سطح دريا و در غرب استان تهران قرار دارد. شهريار از شمال با شهرستانهاي كرج و قدس، از شرق با شهرستانهاي تهران و اسلامشهر، از جنوب با شهرستانهاي رباطكريم و اسلامشهر و از غرب با شهرستان ملارد همسايه است.
جاذبههاي طبيعي و چشماندازهاي بديع و كمنظير اين منطقه چشمان هر بيننده را خيره ميكند و گردشگران بسياري را به سمت خود ميكشاند.
ويژگيهايي چون آب و هواي مناسب، بزرگترين دشت شقايق كشور، باغهاي سرسبز، كوچه باغهايي با درختان سر به فلك كشيده، مناطق بكر با گونههاي كمياب گياهي و جانوري فقط بخشي از جاذبههاي طبيعي شهريار است.
در دل اين طبيعت زيبا، آثار باستاني كهن و با ارزشي وجود دارد كه نشان از قدمت، تاريخ، فرهنگ و تمدن با شكوه ايران زمين و مردم شهريار دارد. ميراث گرانبهايي كه پيشينيان و نياكانمان از خود به يادگار گذاشتهاند تا امروز به خود بباليم و فرهنگ و تمدن اصيل اين سرزمين كهن و پرافتخار را در مقابل ديدگان جهانيان به منصه ظهور بگذاريم.
شهريار با وجود بناهاي تاريخي با ارزشي همچون آتشكده تخت رستم مربوط به دوره ساساني، برج مقبره بابامحمود دوره سلجوقي، قلعه دهشاد، پل آبرسان بادامك و پل دختر بادامك مربوط به دوره قاجار، تپههاي باستاني جوقين، الورد، فرارت، ترپاق تپه، وسطر، سينك، قرهتپه، بالابان، دهمويز، خاوه، فردوس، تپه رامين، رزكان، قجر، نصيرآباد و تپه امامزاده، محوطههاي باستاني بابا سلمان، قجر، دهشاد و محمودآباد مربوط به دورههاي عصر آهن، تاريخي و اسلامي، قلعههاي تاريخي از قبيل قلعه دهشاد، قلعه چهل دختر، قلعههاي ويره و قلعه روستاي بالابان، اماكن زيارتي مهمي همچون امامزاده اسماعيل(ع)، امامزاده فرخنده خاتون(س)، امامزاده شعيب دانيال(ع) رامين و... همچنين حمامها، آبانبارها و ديگر بناهاي تاريخي يكي از شهرستانهاي استان تهران است كه قابليت بالايي براي جذب گردشگران داخلي و خارجي دارد.
وجود اين آثار باستاني گرانبها در دل طبيعت بكر و همچنين جاذبههاي طبيعي كم نظير و ويژگيهايي چون نزديكي به كلانشهر تهران، مسيرهاي ارتباطي مناسب و نزديكي به فرودگاههاي بينالمللي شهريار را به فرصتي براي گسترش صنعت گردشگري تبديل كرده است.
ربيعزاده فرماندار شهريار با اشاره به سابقه فرهنگي، آثار باستاني و قدمت هفت هزار ساله اين شهرستان گفت: با توجه به وجود 50 اثر باستاني، جاذبههاي طبيعي و طبيعت سرسبز شهريار به رغم كمبودها و مشكلات، فعاليتهاي مختلفي براي توسعه و گسترش گردشگري و جذب گردشگران داخلي و خارجي در سطح شهرستان انجام شده است كه از آن جمله ميتوان به مرمت برج مقبره بابا محمود، پل بادامك و قلعه دهشاد، فعاليت 9 دفتر خدمات مسافرتي و گردشگري، ساخت و بهرهبرداري چند مجتمع پذيرايي، گردشگري، تفريحي و رفاهي، صدور مجوز هتل پنج ستاره در شهريار، صدور مجوز پارك آبي در جاده بهار، پيگيري موزه شهريار، ايجاد زيرساختهاي صنعت گردشگري اشاره كرد.
وي افزود: وجود برخي قوانين دست و پاگير و معرفي نكردن آثار تاريخي و جاذبههاي طبيعي و گردشگري باعث شده است كه صنعت گردشگري در كشور و همچنين در شهرستان شهريار جذابيت لازم را براي جذب گردشگران خارجي نداشته باشد و به جايگاه واقعي خود دست نيابد.
* آثار باستاني شهريار
تخت رستم: تخت رستم كوهي است با ارتفاع 1318 متر كه در كنار ارتفاعات غرب روستاي قجر از توابع دهستان جوقين بخش مركزي شهرستان شهريار قرار دارد. اين كوه مخروطي شكل بارزترين ويژگي طبيعي و باستاني در روستاي قجر است و به مناسبت اثر باستاني واقع در دامنه آن، تخت رستم ناميده شده است. بقاياي يك آتشكده ساساني در دامنه كوه ديده ميشود. اين اثر ارزشمند به شماره 303 در سال 1316 به ثبت آثار ملي رسيده است.
برج مقبره بابا محمود: يكي از بناهاي شاخص و منحصر به فرد دوره سلجوقي در شهريار برج مقبره بابا محمود است. برج مقبره بابامحمود يكي از مقبرههاي منحصر به فرد استان تهران به شمار ميآيد كه در بخش مركزي شهريار، محله قصطانك شهر وحيديه قرار دارد. برج مقبره بابامحمود بنايي خشتي و استوانهاي مايل به مخروطي است كه قطر خارجي قاعده آن 5/10 متر است و هرچه بالاتر ميرود از قطر آن كاسته ميشود. بنا بدون پوشش است و مشخص نيست از چه تاريخي پوشش آن فرو ريخته. بناي مدور برج مقبره با ارتفاع بيش از 15 متر از سطح زمين با مصالح خشت و گل ساخته شده است. در داخل بنا محرابي به چشم ميخورد كه از سطح زمين حدود 5/1 متر ارتفاع دارد.تپه جوقين: تپه جوقين در واقع يك اثر معماري است كه شبيه به قلعه بزرگ است و براثر فرسايش به صورت تپه درآمده است. اشيا و آثاري كه از اطراف اين تپه و از حفاريهاي غيرمجاز در اين تپه به دست آمده نشان ميدهد كه اين تپه يك قلعه نظامي مربوط به دوران تاريخي (ساساني) است. اين تپه بين مردم محلي و بومي به قلعه يزدگرد سوم معروف است.
بقعه متبرك فرخنده خاتون(س): اين بقعه در كنار جاده شهريار ـ آدران و در روستاي ويره قرار دارد. فرخنده خاتون(س) را خواهر امامزاده داود(ع) ميدانند. بناي امامزاده به شكل هشت ضلعي و از خشت ساخته شده است. هر يك از اضلاع داخلي گنبدخانه داراي طاق نماهايي به عرض 140 سانتيمتر است. در نزديكي ساقه گنبد يك نورگير كوچك تعبيه شده است. امامزاده فرخنده خاتون(س)، بنايي است با يك گنبدخانه در جنوب و ايواني الحاقي در شرق كه به شكل يك دالان ورودي با فضايي چهارگوش و سقف مسطح كه از طريق دري فلزي به فضاي داخلي و از آن جا به گنبدخانه راه مييابد. گنبدخانه فضايي است هشت ضلعي كه در هر يك از اضلاع هشتگانه آن، طاق نماهايي با سقف جناقي به چشم ميخورد. قدمت بناي امامزاده فرخنده خاتون(س) به دوره صفويه باز ميگردد. اين اثر در فهرست آثار ملي قرار دارد.
* جاذبههاي طبيعي
دشت شقايق اخترآباد: دهستان اخترآباد در فصل بهار بويژه در اواسط ارديبهشت رويشگاه شقايقهاي وحشي است. در بلنديهاي بخش مركزي دهستان و در دشت جنوبي و غربي اخترآباد هر سال در ارديبهشت هزاران شقايق سرتاسر دشت را به رنگ قرمز در ميآورند كه چشم هر بيننده را خيره ميكند. با توجه به بررسي كلي وضع استان تهران، منطقه گردشگري اخترآباد، با بهرهمندي از مجموعهاي از جاذبهاي تاريخي ـ فرهنگي بويژه طبيعتگردي يكي از مناطقي است كه امكان جذب گردشگران بسياري را دارد.

منبع=http://mehremihan.ir سایت مهر میهن
دشت
شقايق شهريار در دامنه هاي منطقه اخترآباد، در غرب شهرستان شهريار همه
ساله ميزبان هزاران بازديد كننده و تور طبيعت گردي از مناطق مختلف كشور و
به ويژه، استان تهران است.

از اواسط ارديبهشت ماه تا اواخر خرداد، دامنه كوه ها و تپه هاي زيباي اختر آباد ملارد به وسعت چندين هكتار پوشيده از گل هاي شقايقي مي شود كه سرخي آن از دور دستها نيز قابل مشاهده است؛ آنچنان كه گويي چادري سرخ بر روي دشت كشيده شده است.

اين منطقه در 40 كيلومتري غرب شهريار و 25 كيلومتري جنوب غرب شهر صفادشت (بي بي سكينه) واقع است و مي تواند با توجه بيشتر مسئولين يكي از مهمترين جاذبه هاي گردشگري شهرستان شهريار و به ويژه، بخش ملارد، باشد.

دشت شقايق شهريار؛اطلاع رساني گسترده تر، وجود راهنمايان گردشگري، احداث امكانات و تسهيلات رفاهي در محدوده دشت شقايق و... مي تواند در جذب بيشتر ايرانگردان و جهانگردان و حتي توريست خارجي در بهترين فصل گردشگري ايران تاثير بسيار زيادي داشته باشد.
منبع=http://ghandeasal.tebyan.netسایت عشق شیشه ای
خلاصه: شرحي بر اوضاع طبيعي ، تاريخ شهر ورامين ، معرفي بناهاي تاريخي: - مسجدجامع )قرن هشتم هجري ) شرحي بر معماري آن ، 2- برج علاءالدين ( قرن هفتم هجري ) و ساختمان اين برج ، 3- بقعه امامزاده يحيي ( قرن هشتم هجري ) شرحي بر معماري و تزئينات اين بقعه ، 4- قلعه ايرج ، 5- نارين قلعه 6- بقعه شاهزاده حسين و كاشيكاريهاي آن ، 7- مقبره سيدفتحالله ، 8- بقعه كوكبالدين ، امامزاده جعفر ، منابع مورد استفاده. جغرافياي تاريخي ورامين 1- اوضاع طبيعي ورامين دشت ورامين در جنوبشرقي تهران واقع شده و داراي بهترين اراضي كشاورزي است. از شمال به لواسان و از جنوب به كوير و مسيله و از مغرب به غار وفشاپويه ( پشاپويه ) و از مشرق به خوار ( گرمسار ) محدود است. از سطح دريا بيش از نهصدوپنجاه متر ارتفاع دارد ، در شمال آن سلسله جبال البرز و قله زيباي دماوند جلوهگري مينمايد و در جنوب و مخصوصاً جنوبغربي آن تپههاي مرتفعي در انتهاي افق خودنمائي ميكند ، اراضي آن رسوبي و پرقوت است و استعداد كافي براي كشت و زرع دارد ولي در پارهاي از نقاط يا به واسطه وجود خاك رس1 كورههاي آجرپزي جاي كشاورزي را گرفته و يا زمينهاي باطلاقي و شورهزار مزاحمتي در اين راه ايجاد كرده است. به طور كلي آب و هواي آن معتدل خشك ( بَّري ) است ، در تابستان به واسطه وزش بادهاي محلي درجه حرارت گاهي اوقات از 40 درجه سانتيگراد تجاوز ميكند و از تهران گرمتر ميشود و در زمستان ميزانالحراره به چندين درجه زير صفر ميرسد و سوز سرماي آن به واسطه فضاي باز و آزادي كه دارد بسيار زياد است. فصلهاي بهار و پائيز آن ملايم و معتدل ميباشد. عمران و آبادي ورامين تا حدود زيادي وابسته به رودخانه جاجرود2 است ، اين رود كه داراي دو شعبه مهم ميباشد از كوههاي البرز سرچشمه ميگيرد ، شعبه اول از كوه كلونبسته نزديك گرمابدر سرچشمه گرفته و از نواحي كوهستاني ميگذرد ، شعبه دوم كه موسوم به رود تار است از درياچه تارمومج در ارتفاع 2900 متري به سوي شعبه اول سرازير ميگردد و پس از گذشتن از دماوند و گيليارد و حصار ، در محل يوردشاه به شعبه اول ملحق گشته و بالاخره به پارچين ميرسد ،كمي پائينتر از پارچين در محل كبودگنبد رودخانه جاجرود به چندين شعبه تقسيم شده و شعبات آن در تمام دشت ورامين جريان مييابد. بيشتر دهات و قصبات ورامين از آب جاجرود براي كشاورزي استفاده مينمايند و برخي از آنها از قديم داراي حقابه بودهاند كه هنوز هم از آن برخوردارند ، با اينكه آب رودخانه اثرات حياتي در امر كشاورزي ورامين دارد متأسفانه تا چندي قبل قسمت عمدة آب جاجرود به هدر ميرفت خوشبختانه با ايجاد سد فرحناز ( لار و لتيان ) كمك زيادي در طريق كنترل [57] آب رودخانه و گسترش اراضي فلاحتي به عمل آمده است. طول تقريبي بخش ورامين از شمال به جنوب به 60 و عرض آن از مشرق به مغرب به 36 كيلومتر ميرسد. محصولات عمده ورامين عبارت است از غلات ، صيفيجات ، پنبه ، ميوهجات. نماي بيروني مسجد جامع ورامين 2- تاريخ شهر ورامين ورامين تا قبل از استيلاي مغول بر ايران ناحيه كماهميتي بود و شهرت چنداني نداشت و جزيي از ايالت ري ( راگا - راجس ) محسوب ميشد ، وجه تسميه آن معلوم نيست ، لرد كرزن گويد3 در ونديدا نام دو محل به نام راجيسودازنا ذكر شده كه شايد همان ري و ورامين باشد ، آنچه از فحواي كلام مورخان و جغرافينويسان پيش از ايلغار مغول ميتوان درك كرد اين است كه در زمان حكومت آلبويه ورامين قصبه بزرگي بوده و از نواحي فلاحتي عمده به شمار ميآمده است ، پس از خرابي و نابودي ري ، ورامين و اهميت زيادي يافت. لسترنج انگليسي4 مينويسد: « براي اينكه ري بيش از آن ويران مركز تومان يعني مقر تشكيلات اداري و مالي ايالت گرديد نشود غازانخان دستور داد عماراتي چند در آن ايجاد شود ولي باز هم ري آباد نشد زيرا اهالي آن به دو شهر ورامين و تهران كه نزديك ري بودند و مخصوصاً به ورامين كه هوايش از ري بهتر بود نقل مكان كرده بودند. » در آغاز قرن هشتم هجري 5 ورامين آبادترين شهر ايالت ري بود. حمدالله مستوفي قزويني در كتاب نزههالقلوب راجع به ورامين و ترقياتي كه نصيب آن شده اين طور مينويسد: « ورامين در ماقبل ديهي بودهاست و اكنون قصبه شده و دارالملك آن تومان گشته طولش از جزاير خالدات عزكه و [58] عرض از خط استوا لهكط ، در آب و هوا خوشتر از ري است و در محصول پنبه و غله و ميوهها و مانند آن ، اهل آنجا شيعه اثنيعشريند و تكبّر بر طبعشان غالب بود. » مؤلف كتاب هفت اقليم درباره ورامين مينويسد: « ورامين زمان پيشين حاكمنشين بوده و قلعه در غايت حصانت داشته الحال بعد از تهران محلي در ري از آن شگرفتر نيست ، و از ميوهجات انگورش بر تمام ري رجحان دارد و مضافات نيك چنانچه يكي از آن مواضع خاوه 6 است كه حاصلش قريب سههزار تومان است و بيشتر ارتفاعات يك من صد من ميشود » در اواخر قرن هشتم و آغاز قرن نهم هجري سير قهقرائي ورامين آغاز گرديد زيرا در اين زمان تيموريان به قهر و غلبه بر ايران مسلط شده و خرابي و نابودي و كشتار را با خود به ارمغان آورده بودند! كلاويخو 7 جهانگرد معروف كه در سال 1405 ميلادي از ايران ديدن كرده است در سفرنامه خود مينويسد: « ورامين شهر بزرگي است كه قسمت اعظمش خالي از سكنه شدهاست. » جغرافينويسان قرن دهم ورامين را به عنوان قريه ذكر ميكنند معلوم ميشود كه در اين دوره بهكلي اهميت سابق را از دست داده است. مورخين مينويسند زماني كه كريمخانزند در حال احتضار بود آقامحمدخان قاجار كه در خدمت وي بهسر ميبرده به بهانه شكار از شيراز به سرعت خارج شد و پس از گذشتن از اصفهان و قم به ورامين رسيد و در اينجا ايلات پراكنده قاجار را جمعآوري كرده و تحت فرماندهي خود به استراباد برد. مادام ديولافوآ كه به همراه شوهرش مارسل چندينبار در زمان سلطنت ناصرالدينشاه به ايران آمده است از ورامين ديدن كرده و شرح مبسوطي راجع به مسائل مختلف اجتماعي و اقتصادي و همچنين ابنيه و آثار تاريخي آن در سفرنامه خود ذكر كرده است كه ما به طور اختصار به ذكر برخي از آن ميپردازيم: « پس از چهار ساعت راهپيمايي و پايمال كردن محصول مزارع و شنيدن ناملايمات از زارعين ، بام مخروطيشكل و گنبد مينائي مسجدي كه در ميان مزارع سر بر آورده بود از دور پديدار گرديد ، اينجا دهكده ورامين است كمي بعد به آنجا رسيده و در ميان باغها كه ديوارهاي گلي داشتند8 داخل شده در اين باغها درختان ميوه از قبيل گيلاس و زردآلو و گوجه و هلو ، جنگل انبوهي تشكيل ميدادند ، پسران كوچكي بر بالاي درختان توت كهنسال رفته و توتهاي سفيد و سياه را كه به درشتي تخم كبوتر بود با دست چيده و ميخوردند دهكده ورامين در دشت پر حاصلي واقع شده اما كاروانسرايي ندارد كه بتوان در آن منزل كرد. خوشبختانه نظر به توصيه دكتر تولوزان 9 توانستيم در خانه كدخدا فرود آييم…» در زمان انقلاب مشروطيت و بازگشت مجدد محمدعليشاه به ايران ، آخرين صحنه جنگ قشون استبداد و قواي حكومت مشروطه در نزديكي ورامين اتفاق افتاد كه منجر به دستگيري ارشدالدوله فرمانده قواي محمدعليشاه و تيرباران او توسط سپاهيان يپرمخان گشت. هانري رنه دالماني جهانگرد فرانسوي كه در همين زمان به ايران آمده بود در كتاب خود در خصوص ورامين مينويسد: « كمي بعد وارد دشت ورامين شديم در هر قدم نهر آبي بود كه از كوهستان سرازير ميشد به مزارع سبز و خرمي برخورديم. زارعين در مزارع مشغول كار بودند ما به تماشاي يك قرقي مشغول شديم كه در هوا پرواز ميكرد و ناگهان به زمين فرود آمد و مرغي را شكار كرد. دشت مانند تابلوي دورنمايي است كه گويي به دست نقاشان ژاپني با نقشهاي برجسته طلائي مطلوبي در زمينه سياه ساخته شدهاست ، از دور دهكدهاي ديده ميشود كه در دامنه كوه واقع است و از تابش اشعه خورشيد منظره خاصي دارد…» در زمان سلطنت رضاشاه كبير ورامين مجدداً يكي از مراكز مهم كشاورزي ايران گرديد ، تأسيس كارخانههاي قندسازي و روغنكشي و پنبهپاككني بر اهميت آن افزود. در سنوات اخير به واسطه اصلاحات ارضي و تشكيل شركتهاي تعاوني روستايي و حفر چاههاي عميق و نيمهعميق و ايجاد و اصلاح طرق ارتباطي و تأسيس مدارس كشاورزي و آشنايي دهقانان به اصول جديد فلاحت توسط مروجين و ايجاد دانشسراي عالي سپاه دانش و اقدامات ديگر وضع اين ناحيه را نسبت به سابق بهكلي تغيير داده است. 3- بناهاي تاريخي اكثربناهاي تاريخي ورامين متعلق به دوره مغول است ، چون همانطوريكه قبلا ذكر شد در زمان حكومت ايلخانان بود كه ورامين جاي ري را گرفت و به سرعت روي به ترقي نهاد و بناهاي متعددي در آن ايجاد گشت كه پس از گذشت هفت قرن هنوز زيبايي و ابهت خود را به همراه دارد تعداد زيادي از اين بناها در طول زمان به واسطه بيتوجهي مردم بهكلي نابود شده و اكنون حتي از خرابههاي آنها هم اثري به چشم نميخورد. مرحوم صنيعالدوله در كتاب مرآتالبلدان از دو مسجد معروف نام [59] ميبرد كه تا هشتاد سال پيش برپا بوده و حتي بعضي از كتيبههاي آن را هم ذكر كرده است متأسفانه اكنون اثري از اين دو مسجد برجاي نمانده و حتي در خرابههاي آن بناهاي جديدي احداث نمودهاند. در امامزاده يحياي ورامين كاشيهاي ذيقيمتي وجود داشته كه بنا بر قول يكي از سياحان اروپائي در دوره قاجاريه يكي از وزراء تعداد چند صندوق از همين كاشيها را براي فروش به روسيه برده است! شكي نيست كه در دوره قاجاريه به واسطه اغتشاشات داخلي و بحرانهاي سياسي و اقتصادي و بيميلي و بيعلاقكي شاهان اين سلسله نهتنها اندكتوجهي به اينگونه آثار گرانبها نشده بلكه در تخريب و نابودي و يا پوشاندن كاشيكاريهاي ظريف به وسيله گچ و غيره اهتمام بليغ از خود نشان دادهاند. سياحان و باستانشناسان خارجي كه به اهميت و ارزش اينگونه آثار واقف بودهاند از موقعيت مناسبي كه در اختيار داشتهاند سوءاستفاده كرده و قسمتي از آثار عتيقه ما را به يغما بردهاند. پروفسور آرتورپپ مينويسد: « بناهاي عالي قديمي در ايران ديدم كه در ظرف دو دقيقه كه مشغول مشاهده آنها بودم آجر و يا خشتي از آن بر زمين ميافتاد و اين در واقع مثل قطرهخوني بود كه از پيكر آدمي بر زمين ريزد ، در ايران بعضي از زيباترين ابنيه تاريخي دنيا را مشاهده كردم ، تكليف هر فرد ايراني است كه با هر قيمتي شده نگذارد اين آثار رو به انهدام گذارده و از بين برود يكي از اموري كه باعث جاودانگي ايران گشته صنايع ظريفه آن است وظيفه شماست كه با كمال دلسوزي آنچه را كه برجامانده است نگهداري كنيد…» بناها و آثار تاريخي ورامين عبارت است از: مسجد جامع - برج علاءالدين - امامزاده يحيي - قلعه ايرج - قلعه نارين - مقبره سيد شاهحسين - مقبره سيد فتحالله - مقبره كوكبالدين - امامزاده جعفر و تعداد زيادي قلعههاي كوچك و بزرگ و امامزادههاي گمنام در گوشه و كنار ورامين… الف – مسجد جامع مسجدجامع مهمترين بناي تاريخي ورامين است كه خوشبختانه قسمت اعظم آن هنوز باقي است بناي آن در ايام سلطنت سلطانمحمد خدابنده ( اولجايتو ) آغاز شد و در عهد فرزند و جانشين وي سلطان ابوسعيد بهادر به پايان رسيد. بخشي از آن در سال 722 هجري ( 3 – 1322 ) و قسمتي ديگر در سال 726 هجري ( 6 - 1325 ) ميلادي خاتمه يافت. در سال 815 هجري ( 13 – 1412 ) ميلادي در زمان سلطنت ميرزا شاهرخ گوركاني قسمتي از اين مسجد تعمير شدهاست. مسجدجامع ورامين به طرح چهار ايواني ساخته شده و سردر جلوي آن با كاشي و آجر قهوهاي كمرنگ تزيين يافته است. ساختمان مسجد شامل سردر مخروبه و طاقنماهاي اطراف و دو رواق شمالي و جنوبي و شبستان و ايوان و گنبد عظيم آجري و بناهاي جنبين شبستان ميباشد. در بالاي سردر مسجد كتيبه كاشي معرقي به طول 60/2 و به عرض 30/1 قرار دارد كه قسمتي از كاشيهاي فيروزفام آن از بين رفته و درست خوانا نيست. نگارنده فقط توانسته است كلماتي مانند معظم و خاقانالاعظم را در سطر اول و محمدبنمحمد را در سطر دوم به سختي تشخيص دهد ولي مؤلف مرآتالبلدان در حدود هشتاد سال قبل همه عبارات كتيبه را كه در آن زمان سالم مانده بود خوانده و در كتاب بدين شرح ذكر كرده است. « ذگر القديم اوليبالتقديم ولي هذهالعمارهالجامع و ساير المنازلالاعلي موليالسلطانالمعظم و الخاقانالاعظم و مالك الرقابالامم و سلطانالسلاطينالعرب و العجم ابوسعيد بهادرخان خلدالله سلطانه العبدالضعيف محمدبنمحمدبنمنصور القوهدي تقبلالله لمرضاته بسعي ولدهالخلفالصالحالحسنبنمحمد سلمهالله تعالي و سعيد في شهور سنه 722… » در كتاب مرآتالبلدان ذكر شدهاست كه كتيبه به خط ثلث و به رنگ سفيد برجسته است در صورتي كه در « كتاب فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران » به خط ثلث سياهرنگ در زمينه لاجوردي يادآوري كرده است. نگارنده در اين مورد دقت كردم و مشاهده نمودم كه كتيبه به رنگ فيروزهاي و در زمينه بنفش است… قسمت دوم مسجد شامل ده طاقنماي كوچك و يك طاق بزرگ در وسط است كه بر روي هم راهروي مسقفي را تشكيل ميدهند. در قسمت طاق بزرگ در خروجي شرقي مسجد قرار دارد. در اين طاقنماها هيچگونه كاشي بكار نرفته و تزئينات داخلي آن فقط اختصاص به قسمت فوقاني آن دارد كه اسامي مقدسهالله و محمد و علي به نحو جالبي در سه سمت ديده ميشود. بين طاقنماهاي چهارم و پنجم در جهت جنوب مسجد كتيبهاي به اين شرح روي ديوار به چشم ميخورد « عمل علي قزويني خداش بيامرزاد » معلوم نيست اين شخص فقط در اين قسمت بناي مسجد و تزئينات آن شركت داشته و يا معمار اصلي بنا ميباشد.. در برخي از حواشي همين طاقنماها گاهي كلمه الله در وسط است و زماني نام محمد ، اين طاقنماها همگي در ضلع شرقي مسجد قرار دارند و در ضلع غربي هيچگونه بنايي ديده نميشود و بعضي از محققين حدس ميزنند كه مدرسه صفويه در اين قسمت قرار داشته است كه بعدها بهكلي از ميان رفته 10. قسمت سوم شامل گنبد عظيم آجري و بناهاي مجاور آن است ارتفاع اين گنبد طبق محاسبه دانشجويان دانشكده [60] هنرهاي زيبا تا سطح زمين 5/23 متر است قطر داخل گنبد 5/10 متر و ارتفاع طاق سفلي گنبد تا كف به 25/17 متر ميرسد. در كتاب مرآتالبلدان اندازههاي مختلف صحن اينطور ذكر شدهاست « صحن مقصوره مربع مستطيل و يازده ذرعونيم طول و ده ذرع عرض آن ميباشد ». كتيبه داخل صحن به خط ثلث و از گچ است كه پس از ذكر بسماللهالرحمنالرحيم سوره يسبحلله است تا آيه شريفه ولايتمنونه ابداً بما قدمت ايديهم و الله عليم بالظالمين. در كتيبه ايوان آيه كريمه يا ايهالذين آمنو اذا نودي للصلوه من يومالجمعه الي لعلكم تفلحون ذكر شدهاست. قسمتي از تزئينات داخلي گنبد كه كاشي فيروزهرنگ بوده از بين رفته و از تزيينات خارجي ايوان هم كمتر اثري برجاي مانده است. طاق بزرگ مسجد جامع. در فضاي زير گنبد محرابي است كه گچبري مفصلي دارد به عقيده دكتر كريستي ويلسن 11 اين محراب در زمان [61] شاهرخ موقع تعمير مسجد ساخته شده ولي كاملا تمام نشده است. در داخل شبستان دو لوحه از گچ ساخته شده كه خوشبختانه مطالب آن به خوبي خوانا است. در لوحه سمت راست نام ميرزا شاهرخ كه مسجد در زمان او تعمير شده ديده ميشود و در طرف چپ نام تعميركننده آن يوسفخان ( البته يوسفخان را يوسفخوان نوشتهاند ) و در تاريخ شهر محرم سنه 800 خوانده ميشود چون ميرزا شاهرخ در سنه 808 به سلطنت رسيده معلوم است كه بعد از 800 عدد ديگري بوده و چون با گچ ساخته بودند محو شدهاست. اداره كل باستانشناسي در راه تعمير و احياي اين مسجد و كشف قسمتهاي ناشناخته و نامرئي آن كه در زير خروارها خاك پنهان شدهاست اقداماتي انجام داده است و تاكنون موفق به پيدا كردن حوض بزرگ داخل صحن و پايههاي اصلي و حوض كوچك روبهروي سردر اصلي شدهاست. حوض بزرگ به شكل كثيرالاضلاع هشتضلعي ميباشد و پاشوية آن به شكل مستطيل است ، در كف حوض منفذي ديده ميشود كه احتمالا محل خروج بودهاست. قسمتي از ديوارهاي غربي مسجد را از نو ساختهاند و در ساير قسمتها نيز كارهايي انجام شدهاست. ضمناً محوطه مسجد به وسيله ديوار محصور شده و ورود افراد به منظور بازديد از قسمتهاي مختلفه آن جز با خريد بليط به مبلغ ده ريال در روزهاي عادي ممكن نيست اين اقدام واقعاً مفيد بود چون سابقاً همه ميتوانستند هر وقت كه بخواهند وارد مسجد شوند بدون اينكه واقعاً قصد بازديد از آن را داشته باشند چه بسا جناياتي هم اتفاق ميافتاد.12 ب – برج علاءالدين برج علاءالدين به فاصله كمي در شمال مسجدجامع و در ضلع جنوبشرقي ميدان اصلي ورامين قرار دارد و شامل دو قسمت است قسمت اول كه استوانهايشكل تركدار است بخش اصلي بنا را تشكيل ميدهد و داراي دو در بزرگ در جنوب و شمال است. در ضلع غربي همين قسمت تقريباً در ارتفاع شش متري راهپلهاي تعبيه شده كه ميتوان بدان وسيله به قسمت وسطاي برج راه يافت. آنهائي كه براي جمعآوردي فضولات كبوتران از اين معبر تنگ گذشتهاند ميگويند كه گنبد مخروطي كوچكي روي اين قسمت را پوشانيده كه مشابه گنبد مخروطي اصلي برج است و ميتوان آن را دور زد. در منتهياليه و حد فاصل بخش استوانهاي و گنبد كتيبهاي دورادور اين قسمت قرار دارد كه به خط كوفي است و مزين به كاشي فيروزهاي ميباشد متأسفانه به علت عدم توجه و مراقبت قسمت اعظم آن مخصوصاً در سمت جنوب بهكلي از بين رفته و بقيه هم چندان خوانا نيست. قست دوم شامل گنبد مخروطيشكل بزرگي است كه ارتفاع آن به 5 متر ميرسد و داراي منافذي است كه پناهگاه خوبي براي پناهندگان است قسمت فوقاني مخروط به وسيله خطوط هندسي زيبايي تزيين يافته است و نوك آن معمولا آشيانه هميشگي لكلكها ميباشد. نكته مهم هنري اين بنا تزيين خارجي برج است كه با كاشيهاي فيروزهاي و شمسههاي آجري ( اختلاط رنگ فيروزه و لاجورد و آجري ) زينت خاصي به اين برج داده است13 تاريخ بناي برج سنه 680 قمري است14 و معلوم نيست وجه تسميه آن به علاءالدين روي چه اصلي است چون عدهاي آن را مقبره سلطان علاءالدين خوارزمشاه ميدانند در صورتي كه در سنه فوقالذكر ايلخانيان بر ايران حكومت ميكردند و سالها از انقراظ خوارزمشاهيان ميگذشت در داخل برج هم كه اكنون انبار اداره آموزش و پرورش است اثري از مقبره موجود نيست تا بتوان اظهار عقيدهاي در اين باره نمود. مردم ورامين اين بنا را برج سيد علاءالدين مينامند و در افواه شايع است كه اين بنا را زياريان ساختهاند و باز گفته ميشود كه قرينه گنبد قابوس است و از فواصل دور به خوبي مشاهده ميشود و راهنماي خوبي براي كاروانيان بوده است. سبك و ساختمان برج حد واسط بين معماري زمان مغول و دوره آققويونلو است. در سفرنامه ديولافوآ تصويري از برج علاءالدين وجود دارد كه به صورت ديگري است يعني فقط قسمت استوانهاي رسم شده و از مخروط خبري نيست. اين برج تاريخي كه در عداد مقابر قديمي ميباشد احتياج به تعميرات اساسي دارد. ج – بقعه امامزاده يحيي بقعه امامزاده يحيي در جنوبشرقي ورامين در محله كهنه گل در قبرستاني واقع شده و فاصله آن به خط مستقيم تا مسجدجامع بسيار كم است تاريخ بناي آن محرم سال 707 هجري قمري است و باني آن را ابومحمد ابيزيد ذكر كردهاند راه وصول به امامزاده كوره راه باريكي است كه از ميان مزارع گندم و صيفيجات ميگذرد. سبك معماري بنا شباهت زيادي [62] به مسجدجامع و برج علاءالدين دارد مدخل و در ورودي بقعه رو به شمال است. سياحاني كه سابقاً از امامزاده يحيي بازديد كردهاند شرح مبسوطي راجع به كاشيهاي شفاف و زيبا و كتيبه برجسته آن به خط ثلث و محراب در سفرنامههاي خود نوشتهاند و حتي كاشيهاي آن را بينظير و بيهمتا ذكر كردهاند متأسفانه اكنون جز كتيبه گچبري اثري از آن همه نفايس موجود نيست. اين بقعه داراي گنبد آجري است كه در خارج كاهگلي و در داخل فاقد كاشي است و اكنون شكافها و تركهاي خطرناكي برداشته است. ديواره گنبد داراي هشت دريچه مشبك است داخل صحن تقريباً مربعشكل و داراي چهار كُنج به صورت طاقنما ميباشد ، در قسمت پائين ديواره صحن كتيبه گچبري برجسته در زمينه گل و بوته ديده ميشود كه از محراب در ضلع جنوبي پس از ذكر بسماللهالرحمنالرحيم سوره شريفه يسبحلله در سراسر ديواره صحن قيد شدهاست. پائينتر از گچبريها كاشيهاي بزرگ و زيبايي به كار رفته كه داراي جلاي فلزي ميباشد ولي چندان قدمتي ندارد15. در قسمت جنوبي بقعه ديواره و سردر جديدي احداث كردهاند كه فقط به منظور نگهداري و جلوگيري از ريزش بنا است. در سفرنامه مادام ديولافوآ راجع به بقعه امامزاده يحيي مطالبي به شرح زير مذكور است: « امروز به ديدن امامزاده يحيي كه يكي از بناهاي خوب اين ناحيه است رفتيم اين امامزاده تنها بنائي است كه محفوظ مانده و در آن به استثناي مواقع مخصوص زيارت بسته است ، در داخل آن كاشيهاي بسيار عالي كه داراي انعكاس فلزي هستند به كار رفته است ، قسمتي از اين كاشيها را كنده و در تهران به بهاي گزافي فروختهاند و به همين جهت پس از سرقت ، اشخاص بيگانه و غيرمسلمان از دخول در اين مكان مقدس ممنوع شدهاند به علاوه اين ممنوعيت جنبه ديگري هم دارد و آن اين است كه مقبره امامزادگان در نظر مسلمانان مهمتر از مساجد ميباشد ، خوشبختانه از ورود ما ممانعت نكردند بناي امامزادهيحيي قديمي و چندينبار تعمير يافته است اين بنا در قرن دوازدهم ميلادي در دوران سلطنت سلجوقيان برپا شده و در داخل آن بناي مضلع و نوكتيزي است كه از حيث شكل مانند گنبد اتابك نخجوان است و در دوره غزنويان ساخته شده و خوب معلوم است كه بناي تازه را با اين بناي قديمي همآهنگ كرده و ساختمانهاي قديم و جديد را به هم متصل ساختهاند. كاشيهاي محراب كه رنگ فلزي صيقلي دارند پس از تعمير ثانوي براي تزيين در آنجا بكار برده شده و براي بكار بردن آنها مجبور شدند كه يك قسمت از تزيينات قديمي را خراب كنند. در اينجا ما به يك نكته اساسي تاريخي برميخوريم كه زمان ايجاد اين كاشيهاي فلزي را به طور دقيق معين ميكند ميتوانيم بگوئيم كه هيچجا كاشيهائي صافتر و درخشندهتر از كاشيهاي امامزاده يحيي پيدا نخواهد شد، اين كاشيهاي فلزيرنگ سه دستهاند دسته اول كمي زرد رنگ است و دسته دوم رنگ فلزي برنجمانندي دارد و دستة سوم تيرهتر است و مانند مس قرمز ميباشد. » د – قلعه ايرج قلعه گبري يا قلعه ايرج در شمالشرقي ورامين بر سر راه ورامين - جليلآباد البته به فاصله يك كيلومتري جاده آسفالته واقع شدهاست از شمال به قريه يوسفرضا و از جنوب به دهكده عسگرآباد و از سمت مشرق به دو قريه چالتاسيون و ده ماسين و از مغرب به دو دهكده پلنگدره و كلاته محدود است و يكي از قلاع بزرگ ايران محسوب ميشود كه خوشبختانه قسمت اعظم آن از گزند حوادث مصون مانده است ارتفاع متوسط ديواره آن متجاوز از دوازده متر است و از غرب به شرق ارتفاع آن افزايش مييابد. از بالاي مسجدجامع ورامين ديوارهاي خشتي و گلي قلعه ايرج به وضوح مشاهده ميشود كه دو نفر ميتوانند در آن جاي گيرند ، بنا به اقوال مختلف كه صحت و سقم آن معلوم نيست تاكنون تعدادي ظروف زرين موسوم به هاون از حصار قلعه به دست آوردهاند. قلعه ايرج به شكل مربع مستطيل است و با خشت و گل ساخته شده و داراي برجهاي دفاعي ميباشد كه از يكديگر قريب سيمتر فاصله دارد به عقيده ديولافوآ كه از اين قلعه بازديد كرده قلعه ايرج از نظر ساختمان و سبك آن شباهتي به ابنيه اسلامي ندارد و متعلق به دوره ساساني است و از برج و باروي شهر ري قديمتر است و محيط آن را هفت تا هشت كيلومتر نوشته است. اين قلعه چون بر سر راه كاروانرو قرار داشته سابقاً اهميت نظامي خاصي را دارا بودهاست. در اطراف آن خندق عميقي بوده كه اكنون با تراكتور هموار شده و زمينهاي مزروعي را تشكيل ميدهد مسلماً اگر داخل اين خندق را آب ميانداختند دسترسي به قلعه به هيچوجه ممكن نبود. خشتهاي مربعشكلي كه در بناي اين قلعه به كار رفته و اكنون برخي از آن را بيرون ميآورند به طول 60 سانتيمتر و به ضخامت 25 سانتيمتر است و وزن بعضي از آنها به 60 كيلوگرم ميرسد. در كتاب راهنماي تاريخي وزارت معارف اظهار عقيده [63] شدهاست كه برجهاي قلعه گبري ظاهراً مقارن حمله مغول ساخته شدهاست. براي مشروب ساختن اراضي قلعه از يك رشته قنات موسوم به آجربس استفاده ميكنند كه مقدار آبش در تابستان در حدود پنج سنگ و در زمستان دو سنگ ميباشد و ديگر شاخه كوچكي از رودخانه جاجرود وارد قلعه ميشود كه در زمستان و بهار آبش بسيسنگ و در تابستان به شانزده سنگ ميرسد. برج علاءالدين ورامين قسمتي از ديوار داخلي امامزاده يحيي در ورامين [64] چندين خانوار كه بيشتر از تركهاي آذربايجان و اعراب كُتي ميباشند در پاي قلعه سكونت دارند و شغل عمده آنان دامپروري و كشاورزي است. تا سال 1343 اراضي قلعه و اطراف آن متعلق به يكي از شاهزادگان قاجار بود و از آن تاريخ بين افراد ساكن همين قلعه و كشاورزان نواحي مجاور تقسيم شد. ديوارههاي قلعه ايرج بر اثر عوامل فرسايش مرتباً از ارتفاعش كاسته ميشود و گاهي اوقات هم زارعين براي تقويت اراضي خود از خاكهاي پرقوت ديوار استفاده ميكنند و اين امر در نابودي آن تسريع خواهد كرد و شكافهاي عظيم و سوراخهاي متعدد ديوار پناهگاه خوبي براي حيوانات وحشي از قبيل كفتار و گرگ و شغال و روباه است… ه- نارين قلعه در داخل شهر ورامين قلعهاي با ديوارهاي بلند ديده ميشود كه اكنون رو به ويراني است و برخي از قسمتهاي آن فاقد ديوار بوده در ميان خانههاي كاهگلي و آجري شهر كمتر به چشم ميخورد. مردم ورامين آن را ايرج نارين مينامند. مؤلف مرآتالبلدان فاصله آن را تا مسجدجامع در حدود1500 قدم ذكر كرده ولي كمتر به نظر ميآيد. مورخان و نويسندگان قديم از اين قلعه كمتر نام بردهاند در سفرنامه ديولافوآ راجع به اين قلعه مطالبي بدين شرح مذكور است: « در خود دهكده ورامين ارگ خرابي است كه تا اندازهاي محفوظ مانده و مسلماً در طرز دفاعي قديم مفيد بوده است .» محتمل است كه ارگ مركزي شهر و مقر حكمران ورامين همين نارينقلعه بوده است. و – بقعه شاهزاده حسين بقعه شاهزاده حسين كه اهل محل سيدشاهحسين مينامند در مشرق ورامين واقع شده و تا جاده آسفالته چندان فاصلهاي ندارد بناي آن از دو قسمت متصل به هم تشكيل شده. قسمت اول كه داراي كاشيهاي زيبايي است در جلو و قسمت دوم كه مقبره در آن قرار گرفته در عقب آن به وسيله در كوچكي به اولي مربوط است رو كاري همه بنا و گنبد ، كاهگلي است و هيچگونه تزييني ندارد. در ايام محرم فقط در اين بقعه مراسم مذهبي برگذار ميشود و در ساير مواقع در ورودي آن قفل است. وقتي وارد بقعه ميشويم بقاياي محراب زيبائي از كاشي معرق لاجوردي و فيروزهايرنگ جلب نظر ما را ميكند البته قسمت زيادي از اين كاشيها از بين رفته و يا در شرف نابودي است. اطراف محراب را اگر هم كاشيكاري بوده با گچ و آهك پوشانيدهاند ، در بالاي محراب كتيبهاي بوده كه قسمتي از آن از بين رفته و بقيه هم چندان خوانا نيست و فقط اين كلمات « دخلالمؤمنين » قابل تشخيص است. اداره باستانشناسي هنوز توجهي به اين بنا و كاشيهاي ذيقيمت آن ننموده است. سبك معماري بنا شبيه برج علاءالدين و مسجدجامع است بنابراين محتمل است كه در دوره مغول ايجاد شده باشد. ز – مقبره سيد فتحالله در شمال نارين قلعه و نزديك خيابان اصلي ورامين واقع شده و اكنون هيچگونه اثري كه مؤيد قدمت آن باشد جز يك كتيبه كوچك در بنا وجود ندارد، درون صحن بقعه را با آهك سفيد كردهاند شايد كاشيهاي قديمي يا كتيبهاي در زير آن پنهان شده باشد كه فعلا به چشم نميخورد. به هر حال همان كتيبه كوچك هم كه روي در ورودي بقعه قرار دارد كمكي به شناسائي بنا و سابقه آن نمينمايد. در مجاورت اين بقعه مسجد كهنهاي قرار داشت كه تا هشتاد سال قبل هنوز برپا بود و به تدريج در نتيجه عدم توجه به سرعت رو به ويراني رفت و در حدود بيست سال قبل باقيمانده بنا را هم مردم خراب كرده و به جاي آن مسجد جديدي ساختند . در كتاب مرآتالبلدان راجع به اين مسجد كهنه مطالبي به اين شرح نوشته شده: « اين مسجد مسقف بوده و حالا همان جدار باقي و سقف ريخته و قبرستان است و در يك ضلع اين مسجد مقبره سيد فتحالله است ، در سنه 899 هجري اين مسجد بنا شده محرابي از آثار اين مسجد باقي است و با كاشي معرق بسيار اعلي آيه شريفه و انزل في قلوبالمؤمنين تا آخر آيه مكتوب است و در داخل محراب در سه ضلع لاالله الي اللهالملكالحقالمبين محمد رسولالله صادقالامين علي وليالله اميرالمؤمنين به خط ثلث كتيبه شدهاست. » [66] ح- بقعه كوكبالدين مقبره كوكبالدين در مجاورت خيابان اصلي ورامين واقع شدهاست تا چندي قبل اثري از كتيبه يا گچبري در اين بنا به نظر نميرسيد ولي به تازگي كتيبه سردر آن را از زير كاهگل و آهك بيرون آوردهاند. در اين بقعه سه سنگ قبر قديمي و جود دارد كه اولي متعلق به دوره تسلط افاغنه بر ايران است در روي اين سنگ پس از ذكر اسامي چهارده معصوم از حاج محمد نصير نامي از مردان سرشناس ورامين در سال 1142 هجري قمري نام ميبرد كه به دست افاغنه به قتل رسيده و آنگاه اين شعر را ميآورد: بسي حسرت كه بودش بر دل و جان به زير تيغ افغان گشته مقتول سنگ نبشته قبر دوم كه تاريخ ذيحجه سنه 1177 هجري قمري يعني دوره سلطنت كريمخان را نشان ميدهد متعلق به آقا محمد ، ولد محمدباقر است در اين سنگ اين چند بيت ذكر شده است: فرو ريخت سرو نهال محمد دريغا كه شد تند باد خزان ز شوق بهشت و جمال محمد روان مرغ روحش ز ملك بدن به حق محمد و آل محمد الهي مكن نااميدش ز لطف سنگ قبر آخري سنه 1221 هجري يعني زمان فتحعليشاه قاجار را نشان ميدهد. در جوار بقعه كوكبالدين مسجد عتيقي بود كه اكنون اثري از آن برجاي نيست و به جاي آن در سال 1344 خورشيدي دبيرستان دخترانه كوروش كبير ايجاد شدهاست. مرحوم صنيعالدوله مؤلف مرآتالبلدان راجع به اين مسجد مينويسد: « مسجد ديگري هست در ورامين خراب و كتيبهها به خط ثلث دارد كه خوانده نميشود و در سمت ديگر سنه هفتصدوهفت پديدار است صحن مسجد را حالا قبرستان كردهاند اهل بلد گويند اينجا مقبره كوكبالدين است. ط – امامزاده جعفر بقعه امامزاده جعفر تقريباً در فاصله 9 كيلومتري جنوبشرقي ورامين واقع شده و در مشرق قصبه معتبري به همين نام قرار گرفته است16 براي وصول به بقعه از بازار سرپوشيده اين قصبهآباد بايد گذشت. بناي مقبره چون بر روي دامنه تپههاي مرتفعي قرار گرفته از فواصل دور گنبد عظيم دوپوشه آبيرنگ آن به خوبي مشاهده ميشود. شالوده اصلي بنا در زمان شاهطهماسب صفوي ريخته شده و در دوره سلطنت شاهعباس كبير نسبت به تعمير و مرمت آن اقدام گشته است. قديميترين تاريخي كه در اين ساختمان موجود است تاريخ ضريح روي مرقد است كه سال 994 هجري را نشان ميدهد. در قسمت ايوان و سطح فوقاني آن اشعاري به خط نستعليق سفيد بر كاشي خشت لاجوردي به نام فتحعليشاه ديده ميشود. آخرين بيت اين اشعار از اين قرار است: بنياد شد ز دارا اين بارگاه جعفر كلك صبا رقم زد از بهر سال تاريخ كه به حساب ابجد سال 1227 هجري است كه تاريخ تعمير بنا است. در زمان قاجاريه اين امامزاده بسيار مورد توجه بوده و يكي از زيارتگاههاي مهم محسوب ميشدهاست. اكنون نيز مردم از سراسر ورامين و نواحي ديگر براي زيارت اين امامزاده مخصوصاً در ايام محرم و صفر ميشتابند. در سفرنامه ديولافوآ راجع به اين امامزاده مطالبي به شرح زير مندرج است: « امامزاده جعفر از نظر اهالي اهميت و احترام زيادي دارد و در سه فرسخي دهكده ورامين واقع شده امروز در ساعت 2 به قصد ديدن اين امامزاده حركت كرديم چون هوا روشن و صاف بود و از دور نقطه آبيرنگي در روي تپهاي پديدار شد يقين كرديم كه اين نقطه همان گنبد امامزاده است بنابراين از چارپادارباشي باهوش جدا شده و به تاختوتاز پرداختيم و داخل دهكده شديم كه در وسط آن مسجدي بودكه درختان سرو بلندبالايي آن را احاطه كرده بودند اين درختان هم مانند همان سروهاي قبرستان اسلامبول شكوهي داشتند اصل بناي امامزاده از زمان شاهعباس است و در محل نشاطانگيزي واقع گرديده است ولي از نظر هنر و فنون معماري جالب توجه نيست….» منابع 1- سفرنامه مادام ديولافوآ 2- سلسله راهنماي تاريخي وزارت معارف ( از قصر شيرين به طوس ) 3- مرآتالبلدان جلد چهارم تأليف صنيعالدوله 4- سفرنامه كلاويخو 5- جغرافياي تاريخي تهران و ري نوشته سرتيپ يكرنگيان 6- جغرافياي سياسي ايران تأليف مسعود كيهان 7- جغرافياي تاريخي ايران – لسترنج انگليسي 8- جهانگردي در ايران – لرد گرزن 9- جغرافياي تاريخي ايران – خانيكف 10- فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران سازمان ملي حفاظت آثار باستاني 11- تاريخ صنايع ايران تأليف دكتر ج كريستي ويكسن ترجمه عبدالله فريار 1317 [67] "پاورقيها": 1- در اطراف قصبه قرچك سر راه تهران – ورامين . 2- مؤلف نزههالقلوب گويد: رودخانه جاجرود از كوه دماوند برميخيزد و به ولايت دي ميريزد ، ورامين جزو ري بوده و قريب چهار جوي از آن بردارند و اكثر ولايت ري را آب از آن است و در بهار هرزه آبش در مغاره كوير منتهي شد. 3- جهانگردي در ايران . 4- جغرافياي تاريخي ايران. 5- زمان سلطنت سلطان محمد خدابنده الجايتو. 6- خاوه قصبه بزرگي است در جنوب ورامين . 7- ياكلاويجو. 8- هنوز هم دارند. 9- طبيب دربار ناصرالدين شاه. 10- چندي قبل كارگراني كه از طرف اداره كل باستانشناسي در اين قسمت مشغول حفاري بودند در عمق تقريباً دو متري زمين پي ساختمان مخروبه را يافتند. 11- مؤلف كتاب تاريخ صنايع ايران. 12- هوشنگ اميني كه از جانيان به نام بود در داخل همين مسجد مرتكب جنايت شد كه بعدها كشف گرديد. 13- نقل از كتاب فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني ايران. 14- در كتاب تاريخ صنايع ايران تاريخ بنا سال 688 هجري مطابق با 1289 ميلادي ذكر شده است. 15- نگارنده توانسته است در داخل بنا كاشيهاي كوچكي به رنگهاي آبي سير و سفيد و ليموئي تشخيص دهد. 16- نام ديگر آن پيشوا است. منبع=http://www.ichodoc.ir
|
||||||||||||||||
|
|
||||||||||||||||
| ||||||||||||||||
شهر آبعلی در زمینه های گوناگون دارای توانمندی های بالقوه گردشگری است اما تا کنون به دلایل مختلف فرصت رشد و ترقی را به دست نیاورده است.
وجود قدیمیترین پیست اسکی کشور در آبعلی ، آثار تاریخی گوناگون نظیر کاروانسرای شاه عباسی متعلق به دوره صفویه ، تشکیل طبیعی غارهایی همچون «سنگ دروازه» و «سیاه چال» و وجود امامزاده های متبرک می تواند آبعلی را به یک قطب گردشگری ورزشی ، زیارتی ، سیاحتی و تاریخی مبدل سازد اما مورد بی مهری قرار گرفتن این آثار در برخی موارد به تخریب تدریجی این سرمایه ها انجامیده است.
شهر دو هزار و 641 نفری آبعلی در 50 کیلومتری شمال شرق استان تهران و در بخش رودهن از شهرستان دماوند قرار دارد.
شهر رودهن هم اكنون شهري دانشگاهي است در دامنه ارتفاعات و آبرفتهاي كوهپايه اي ديواره جنوبي البرز و در شرق استان تهران واقع شده است. اين منطقه بين طول جغرافياييpp 55 وْ 51 و عرض جغرافياييَ 43 وْ35 قرار دارد. به عبارت دقيقتر، مرز شمالي آن را خط الرأس كوههاي شمال لواسان تا گردنه امامزاده هاشم تشكيل داده است .رودهن ، از نظر تقسيمات كشوري، جزء شهرستان دماوند و استان تهران است .امروز ، بافت كالبدي رودهن شكل گسترش يافته و به هم پيوستة چند هستة روستايي است. در بخش شرقي رودهن ، روستاي كريتون و شهرك اَنا در طول توسعة چند سال اخير به بافت شهري پيوسته اند
ازویژگی های شهر رودهن می توان به دو جاده هرازو جاده ترانزیتی فیروزکوه اشاره کردکه هر دو این محورهای مواصلاتی از شهر رودهن آغاز و استان تهران را به مازندارن متصل می نمایند.همچنین این از این دو جاده مهم روزانه بیش از 100 هزار خودرو در غالب مسافربری، باربری و شخصی تردد می کنندکه در ایام تعطیل به 150 هزار خودرو نیز می رسد.
مهمترین آثار تاریخی و فرهنگی بخش رودهن عبارتند از : پل نمیر(قرن سوم)پل زنجیر یا فیروزکوه، بقعه مبارک امامزاده محمد تقی(ع) رودهن که از فرزندان امام موسی کاظم (ع) می باشد، امامزاده روح اله(ع) روستای جورد،امامزاده پیش(ع) روستای وسکاره، حمام و خانه تاریخی روستای جورد،ساختمان سابق هتل آبعلی،و... که هر یک گویای تاریخ این بخش می باشد.
منطقه ای دیدنی در شمال رودهن وجود دارد که اهالی آن را محمد داغی می گویند که در بلندترین نقطه شهر رودهن قرار گرفته و دارای امکاناتی از جمله آلاچیق، فضای سبز، فضای پیاد روی و ورزش،سرویس بهداشتی می باشد شهرداری رودهن در تلاش است که جهت ساماندهی آن بام رودهن اقدام به ایجاد واحداث بزرگترین رصد خانه استان تهران در این نقطه نمایید که در دست بررسی و مطالعه است..

گفته می شود آن حضرت از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است.
مساحت اين بقعه حدود 3000 متر مربع و زيربنای آن 150 متر مربع است ودارای بنای آجری و قديمی با گنبدی از خشت و گل است که فاقد گلدسته و بناهای الحاقی است .
اين بقعه جزو آثار باستانی است .
در سالهای اخير مسجد و حسينيه ای در اين بقعه ساخته شده که از چهار طرف به آن متصل گرديده است .
از راه داخل حرم به ارتفاع يک متر سنگ و بقيه گچکاری شده است .بقعه امامزاده ابراهيم (ع)معروف به امامزاده حاتم کش در شهريار ،مهر ويلای جنوبی (ترک آباد) واقع شده است.
گفته می شود وی از نوادگان موسی بن جعفر (ع) است .
اين بقعه زيربنايی حدود 40 متر مربع دارد.و نسبتا قديمی و فاقد الحاقات جانبی است .
بقعه امامزاده عباسعلی (ع)در روستای حصار ساتی واقع در جاده شهريار به رباط کريم قرار دارد.
گفته می شود ايشان از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است.
بنای قديمی بقعه دارای گنبدی از خشت و گل و فاقد بناهای الحاقی است .نمای بقعه سنگ کاری شده و حسينيه ای در مجاورت آن احداث گرديده است .
ا ين بقعه جزو آثار باستانی است .
بقعه امامزادگان ابو الحسن علی و ابو عبد الله الحسين(ع)که به حضرتين معروف هستند در تهران، شهر قدس قلعه حسن خان واقع شده است .
طبق شجره نامه ،ايشان از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است . قدمت بنای بقعه به دوره صفويه باز می گردد.ساختمان امامزاده شامل چهارطاقی است .
جرز های آن از خشت و گل است و ضخامت ديوارها ی آن به 5/1 متر می رسد.
اين بنا دارای گنبدی به سبک تقريبا مخروطی است .
فضای سبز پيرامون بقعه با درختان کهنسال بيش از سيصد سال، منظره زيبايی را به اين مکان بخشيده است .
اين بقعه دارای امکانات مناسبی جهت استفاده زائرين محترم است .
بقعه امامزاده قاسم (ع) در شهر يار ،جاده رباط کريم ،شهر وحيديه ،محله قصبه قرار دارد .طبق شواهد و مدارک ايشان از نوادگان امام محمد باقر (ع) است . بقعه ايشان دارای بنايی قديمی با گنبدی آجری است .
نمای خارجی بقعه از آجر و کف آن از سنگ پوشيده شده و ضريحی چوبی بر روی مرقد نصب شده است .
در سالهای اخير ضريحی از جنس آلو منيو م در بقعه نصب گرديده است .
بقعه امامزاده هارون در روستای کرد امير در شهريار ،جاده رباط کريم واقع شده است . گفته می شود ايشان از اعقاب امام موسی کاظم (ع) است .
ساختمان بقعه آن حضرت بسيار قديمی و دارای گنبدی خشتی است که فاقد گلدسته و الحاقات جانبی است.
اين بقعه با نظارت ميراث فرهنگی در حال بازسازی و نصب ضريح آهنی است .
بقعه امامزاده قاسم (ع) در شهر يار ،جاده رباط کريم ،شهر وحيديه ،محله قصبه قرار دارد .
طبق شواهد و مدارک ايشان از نوادگان امام محمد باقر (ع) است . بقعه ايشان دارای بنايی قديمی با گنبدی آجری است .
نمای خارجی بقعه از آجر و کف آن از سنگ پوشيده شده و ضريحی چوبی بر روی مرقد نصب شده است . در سالهای اخير ضريحی از جنس آلو منيو م در بقعه نصب گرديده است .
امامزاده عبد الله (ع)در روستای سعيد آباد ،واقع در مسير جاده تهران به شهريار قراردارد .
گفته می شودآن حضرت از نوادگان امام موسی بن جعفر (ع) است. ساختمان بقعه ايشان شامل بنای آجری بسيار قديمی است که دارای گنبدی آجری ،فاقد گلدسته و ضريح و ديگر الحاقات است و ديوارهای داخل بقعه سفيد کاری شده است .
بقعه امامزاده افطس شهريار در جاده رباط کريم و در روستای ((بکه))واقع است .
ايشان از نوادگان موسی بن جعفر (ع)است.ساختمان بقعه قديمی است و داخل آن فاقد تزينات و تنها گچکاری ساده است نمای خارجی بقعه با سيمان سفيد پوشيده است .
اين بقعه دارای گنبد ،فاقد گلدسته و دارای ضريح چوبی است و جزو آثار باستانی ثبت گرديده است .
اخيرا با همکاری هيات امنا ،رواقی در اطراف بقعه در حال احداث است .
بقعه امامزاده بی بی رقيه (س)در روستای دهمويز واقع در مسير جاده تهران به شهريار قرار دارد . گفته می شود ايشان از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است .
ساختمان امامزاده قديمی و دارای گنبدی خشتی و فاقد گلدسته وديگر الحاقات جانبی است .
امامزاده عبد الله (ع)در روستای سعيد آباد ،واقع در مسير جاده تهران به شهريار قراردارد.
گفته می شودآن حضرت از نوادگان امام موسی بن جعفر (ع) است. ساختمان بقعه ايشان شامل بنای آجری بسيار قديمی است که دارای گنبدی آجری ،فاقد گلدسته و ضريح و ديگر الحاقات است و ديوارهای داخل بقعه سفيد کاری شده است .
بقعه متبرکه امامزاده فرخنده خاتون (س)در روستای ويره در مسير جاده رباط کريم به شهريار واقع شده است. گفته می شود ايشان از نوادگان امام موسی کاظم (ع) است .بنای بقعه شامل ساختمانی قديمی با گنبدی آجری است که داخل آن سفيد کاری شده و دارای ضريح چوبی است .
بقعه مزبور اخيرا با نظارت ميراث فرهنگی کرج در حال بازسازی و نصب ضريح آهنی است.

بر طبق شواهد ، ايشان فرزند امام موسی بن جعفر (ع) است .
ساختمان قديمی بقعه اخيرا بازسازی شده و با اسکلت فلزی و سقف بتونی پيش ساخته احداث گرديده و دارای گنبد آجری و گلدسته های کاشيکاری شده است. داخل بقعه آينه کاری شده و ضريح آن فلزی است .
بنای بقعه به صورت يک مجموعه دارای دو صحن شرقی و غربی است و اطراف آن را رواقها فرا گرفته است .
علاوه بر مجموعه فرهنگی قبلی، مجموعه فرهنگی بزرگی نيز به مساحت 4500 متر مربع در اين بقعه در حال احداث است. همچنين مدرسه علميه و ساختمانی در سه طبقه جهت فعاليتهای آموزشی در اين بقعه احداث شده است .
فضای سبز زيبايی در صحن پشت امامزاده وجود دارد.
امامزاده ابراهيم زرکان آدرس: روستای الورد دهستان رزکان امامزاده ابراهيم (ع)
آن حضرت از نوادگان امام موسی بن جعفر (ع) است .
بنای امامزاده شامل ساختمانی بسيار قديمی است .
که جزو آثار باستانی و دارای گنبد از خشت و گل و فاقد گلدسته و بناهای الحاقی است .ضريحی فلزی بر روی مرقد امامزاده نصب شده است .

این امامزاده با توجه به کرامات فراوانش و صفا و معنویتی که در آن موج میزند از گذشته های دور مورد توجه مردم بوده و از آن در کتب قدیمی نام برده شده است.
همکنون هرساله پذیرای بیش از یک میلیون نفر زائر از سراسر کشور است.
ساختمان اصلی بقعه با نمای خارجی سنگ، فضای داخلی به طور کامل آینه کاری بوده و بسیار اعجاب بر انگیز است.
ضریح آن نقره ای و طلا کوب بوده و گنبد کاشی و دو گلدسته دارد. زایر سرایی با 15 اتاق در کنار این امامزاده وجود دارد که با توجه به زایران زیاد امامزاده به هیچ وجه کافی نمی باشد و توجه بیشتر مسولین را می طلبد.
درباره نحوه درگذشت ایشان در کتب کنزالانساب و همچنین در کتاب بهرالانصاب آمده است که :
فرزندان امام موسی کاظم (ع) عبدالرحمن، زید، سلیمان، حمزه و سکینه خاتون در ولایت زهر آب افتادند.
عبدالرحمن و زید را در پلنگ آباد و سلیمان را کوشک آباد و سکینه خاتون بنت امام موسی کاظم (ع) را در شهر آباد شهید کردند. خارجیان مرد آباد از عقب آمدند؛ در شهر آباد چشمه ای بود پر آب که حضرت سکینه خاتون خود را در میانه ی آب افکند و غایب شد.
با توجه به مطالب فوق و اینکه حضرت سکینه خاتون خواهر گرانقدر حضرت معصومه و امام رضا (ع) بوده و شیعیان به ایشان ارادت خاصی دارند؛ با ایجاد تسهیلات و امکانات رفاهی بیشتر در این بقعه نظر به نزدیکی آن به تهران بیش از پیش می تواند مورد توجه قرار گیرد و هر هفته میعادگاه عاشقان ائمه اطهار و خاصه امام رضا (ع) باشد.http://khabar.pconline.ir
منبع =

این تپه توسط برتون براون از موزه لندن مطالعه و کاوش شده و اطلاعات ارزشمندی را از روستاهای نخستین در اختیار قرار داده است. سفالهای این تپه را می توانید در موزه ملی ایران ببینید.
قره تپه در 36 کیلومتری جنوب غرب تهران و از نظر جغرافیایی در جهت مخالف چشمه علی قرار گرفته است و کاوش های انجام شده تشابه این دو تمدن باستانی را از لحاظ قدمت نشان داده و سابقه سکونت در آن را 4500 تا 5000 سال پیش از میلاد تخمین می زند.
براساس کاوشهای انجام شده در منطقه آثاری از جمله ابزار ها و اسلحه های سنگی، چخماق، و اشیای سفالی قرمز رنگ با نقش و نگار در آن کشف شده است.
کشف تعداد زیادی پیاله و کاسه سفالی با شکل ها و اندازه های مختلف و با طرح ها و نقش های گوناگون، حکایت از رونق سفالگری در منطقه داشته و از این جهت با شهر سوخته قابل مقایسه است.
بیشتر آثار باستانی مکشوفه در قره تپه به موزه های کشور انتقال یافته و هنوز فعالیتهای اکتشافی بر روی آن ادامه دارد.
منبع =http://khabar.pconline.ir
قلعه ای کهنسال و افسانه ای که در عین اینکه یکی از کهن ترین آثار باستانی منطقه به شمار می آید؛یکی از ناشناخته ترین آنان نیز هست.
قلعه ای عظیم که با همه عوامل ویرانگر مقابله کرده و با عظمت و شکوه دیرینش استوار مانده است.
تپه و قلعه جوقین که به تمامی از خشت بنا شده در 10 کیلومتری جنوب غرب شهریار در شهر وحیدیه واقع است.
قدمت و استقرار مردم در آن با توجه به مسکوکات و سایر اشیای مکشوفه دست کم به دوره یزدگرد سوم ساسانی می رسد.
در این قلعه باستانی که بخشی از آثار باستانی به دست آمده از آن در موزه ایران باستان نگهداری می شود؛ هنوز حفاری و کاوش های باستانشناسانه در مراحل اولیه است که قدمت آثار مکشوفه لزوم تسریع در این امر را یاد آوری می نماید.
تپه جوقین یکی از مهمترین و بزرگترین بناهای خشتی منطقه است، که برج و باروهای آن و مصالح و خشت های استفاده شده در آن آثار معماری پیش از اسلام را نشان می دهد.
سفالینه های کشف شده در تپه جوقین نیز نظر به اینکه هیچکدام از آنها درای لعاب نمی باشد حائز اهمیت دیرین شناسانه است.
نام جوقین بنا بر برخی گفته ها گویا برگرفته از نام بهرام چوبین سردار و قهرمان ملی ایران در عهد خسرو پرویز ساسانی است که بعدها در دوره یزدگرد سوم رونق گرفته و مورد استفاده بوده است.
تپه جوقین و قلعه دیگری که در مرکز روستای قدیمی جوقین واقع است (و به دلیل ساخت و سازهای بعدی در بستر شهر مدفون گشته) را نیز به همین دلیل به بهرام چوبین نسبت می دهند .
افسانه های بسیاری در مورد این اثر باستانی، گنج های موجود در آن و... توسط مردم محلی نقل می شود که جمع آوری و توجه به آنها جدا از مسایل باستان شناسانه، از نظر اسطوره شناسی و مردم شناسی حایز اهمیت است.
http://khabar.pconline.ir
منبع=
این قلعه با قدمت بیش از 200 ساله خود یکی از قلعه های متعدد شهرستان شهریار است که از اغلب آنان چیز زیادی باقی نمانده است و به علت کم توجهی مسوولین مربوط بخش اعظم قلعه ها (همچون قلعه فرامرز، قلعه چهل دختر در حصار ساتی و...) تخریب شده است.
دیوار ورادور قلعه دهشاد تقریبا سالم مانده و قلعه هنوز مسکونی می باشد.
قلعه به سبک معماری اوایل دوره قاجار ساخته شده است و ابعاد آن صد متر در صد متر؛ به شکل مربع؛ میباشد؛ و در چهار گوشه ی آن برج دیدبانی قرار داشته است.
این قلعه در صورت باز سازی می تواند به یکی از جاذبه های مهم گردشگری شهریار تبدیل شود.
قدمت آن به دوره قاجاریه برمی گردد.در حدود 1380 مترمربع مساحت دارد.باروی قلعه با ارتفاع 5/8 متر از چینه هایی به ضخامت 55 سانتی متر و کنگره هایی نیم دایره به شعاع 40 سانتی متر ساخته شده.

، آتش در حجرههای وسط محوطه مدور سنگی روشن بوده است که در شب از حدود صدو پنجاه کیلومتری در معرض دید قرار داشته است. در قسمت پائین کوه یک سکو و یک بنای کوچک وجود دارد. این بنای کوچک که در ۱۵ متری سکو قرار دارد و تقریباً سالم مانده است سقف کوتاهی دارد؛ فاصله راس گنبد آن تا سطح زمین ۲۳۸ سانتیمتر بوده و دارای دو مدخل با طاق هایی به سبک معماریهای پیش از اسلام است. این کوه محل بازی فیلم مردان آنجلس بوده است.
اين اثر ارزشمند در دوره ساساني ساخته شده و در سال 1316 در فهرست آثار ملي قرار گرفته است.
تخت رستم دارای گنج های زیادی می باشد به این دلیل که محل عبور جاده ابریشم بوده و این آتشکده راهنما و استراحتگاه خوبی برای مسافران شرق دور بوده است. نقشه گنج اصلی تخت رستم در دست پارسیان هند می باشد که خود از آن خبر ندارند که این نقشه برای کجاست!
این کوه تفریحگاه عده ای از دوستاران طبیعت ، ورزش های صبحگاهی و کوهنوردان زبده ای است که برای اولین بار کوه دیده اند.
این اثر که در 12 کیلومتری غرب تخت رستم واقع است جایگاه مقدسی برای برگزاری آئین های مذهبی در دوران باستان بوده و شامل سه بنا می باشد؛ که هر سه در پای یک تپه بلند به ارتفاع 100 متر قرار گرفته اند.
این تپه بنا به مشاهده آنوبانینی به شکل تیغه ایست که در دشت پیش رفته و در نوک آن سکویی به شکل ذوزنقه به اضلاع 10 و 11 و 8 متر وجود دارد؛ و دسترسی بدان از طریق راهی عریض در دل کوه که به قسمت جنوب سکو منتهی می شود امکان پذیر است.
این بنا از سنگ هایی که با ملات مخصوصی از گچ به هم متصل شده اند ساخته شده است.
چهار طاقی تخت کیکاوس در پای بنا قرار دارد و نقشه آن به شکل مربع است؛ با درگاهی در شمال به عرض 230 ساتی متر و دیوارهایی به قطر 77 سانتی متر و به طور کلی در شمار چهار طاقی های عهد ساسانی طبقه بندی می شود.

منبع=http://khabar.pconline.i



























